
فکر هایم جمع نمی شوند. دست هایم می لرزند و حالت تهوع امانم نمی دهد. هر دو ثانیه یک بار احساس می کنم دستی آهنین قلبم را چنان می فشارد که الان است که بترکد. نفسم بالا نمی آید و دلم می خواهد مانیتور لپ تاپ را از جایش بکنم. ای کاش هیچ وقت اسم Honey Boo Boo را نمی شنیدم. ای کاش Ellen هیچ وقت از مهمانش نمی پرسید که Guilty Pleasureاش چیست. و ای کاش او هیچ وقت جواب نمی داد تماشای Honey Boo Boo. ای کاش هیچ وقت این کلمه را گوگل نمی کردم و ای کاش هیچ وقت به Toddlers And Tiaras نمی رسیدم. ای کاش دختران کوچکی که معصومیتشان را دزدیده بودند نمی دیدم و ای کاش لااقل دزدِ معصومیتشان پدر و مادر هایشان نبودند....
ادامه مطلب
تو زندگی اسپایدرمن باش. مریجین بودن به هیچ دردی نمیخوره....
ادامه مطلب